shrek & love




akhyesh che donayee shodeh! 4/23/2004 04:36:00 AM man kojam?!help me! 4/22/2004 01:49:00 PM teetsyt! 4/21/2004 10:51:00 AM ShReK!!! 5/11/2003 12:56:00 AM سلام يک چييز ميخام بگم ميترسم بزنيد تو سرم
ولی من خب ديگه يکمدت در رفته بوديم ولی حالا ميگمکجا خستم!!!!
ایـــــــــــــــــــــــــنجــــــــــــــــــا!!!
ميخام= ميخوام!!!
چييز =چيزی!!!
خستم=هستم!!!
3/18/2003 11:16:00 AM
كرگدن گفت : نه امكان ندارد كرگدن ها نمي توانند با كسي دوست بشوند .
پرنده گفت : اما پشت تو مي خارد . لاي چين هاي پوستت پر از حشره هاي ريز است . يكي بايد پشت تو را بخاراند . يكي بايد حشره هاي تو را بردارد .
كرگدن گفت : اما من نمي توانم با كسي دوست بشوم . پوست من خيلي كلفت است . همه به من مي گويند پوست كلفت.
پرنده گفت : اما دوست عزيز ، دوست داشتن به قلب مربوط است نه به پوست .
كرگدن گفت: ولي من كه قبل ندارم ، من فقط پوست دارم .
پرنده گفت : اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند .
كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم .
پرنده گفت :خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري .
كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم.
پرنده گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه پرنده را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني.
كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟
پرنده گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود .
كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟
پرنده گفت :يعني .... بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم .....
كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد .
اما پرنده پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند .
كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد .
كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ پرنده گفت : نه ، اسم ايت نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود . احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است .
كرگدن نفهميد كه پرنده چه مي گويد .
روزها گذشت ، روزها و ماهها و پرنده هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت .
يك روز كرگدن به پرنده گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه پرنده اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟
پرنده گفت : نه كافي نيست .
كرگدن گفت درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم .
پرنده چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن .
كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين پرنده قشنگ ترين پرنده دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد.
كرگدن ترسيد و گفت : پرنده ، پرنده عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟
پرنده برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد . آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالم از اين قلبهاي نازك داري .
كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، پرنده اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ پرنده گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند.
كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟
پرنده گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد.
كرگدن باز هم منظور پرنده را نفهميد . اما دوست داشت پرنده باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد.
كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود .
آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:
ن كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه پرنده به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزم !!!!!
2/25/2003 08:25:00 AM اولا كه سيستم نظرخواهي پررررررررر!!!
--------------------
ذوما كه تحقيقات آماري من نشون ميده:
75% وبلاگنويسها بر اثر عاشقي كنتورشون پريده!!!
20% فيزها سوخته!!!
5% هنوز مايه روشون زياد بوده و ادامه داده!!!
2/24/2003 11:04:00 PM نوشته هاي من دارن ناپديد ميشند!!!
آقا به خدا ميام!
فقط:
درس دارم
سمينار دارم بايد تا آخر هفته ديگه بدم!!!
تلفن از فردا قطع!!!
خودم هم آخر هفته ديگه تهران!!!
2/24/2003 01:46:00 AM
اين وبلاگ نوشتن بدجوري داره منو ميندازه تو دردسر و داره براي من مشكلاتي رو ايجاد ميكنه ( درس ، سمينارو ... )
پس فعلا خداحافظ همگي.
قول ميدم هر وقت مشكلات حل شد برگردم.
2/23/2003 12:56:00 PM بعضي از ماها و نه! چرا تعارف كنم اكثر ماها براي پيشرفت خودمون براي اينكه خودمون رو يكجوري موجه نشون بديم براي اينكه يكجوري از چاله اي كه توش هستيم بالا بكشيم براي اينكه كار اشتباهمون رو سر پوش بذاريم حاضريم هر كاري بكنيم ! هر كاري!!! حاضريم به ديگران تهمت بزنيم، حاضريم براي اينكه خودمون بمونيم پا رو خيلي از چيزها بذاريم ، حاضريم هر كاري بكنيم تا خودمون بمونيم ولي همين آدمها گاهي براي اينكه دوستشون رو نجات بدهند ، به خانواده شون و حتي اشخاصي كه شايد زياد نميشناسند كمك كنند حاضرند بدون هيچ چشمداشتي از خودشون بگذرند!!!!!!!!!!!
چرا؟
براي چي؟
اشكال از خود فرد يا اشكال از جامعه؟؟؟
******
روز خوبي نبود اصلا و شايد بدترين روزي بود كه تو اين چند وقت داشتم!!!
ولي چي؟؟؟؟
ولي ....
من خوبم ، خوب خوب!!!
هيچ چيزي نميتونه مانع من بشه كه اين روحيه خوب رو از دست بدهم هر اتفاقي! چون ميدونم كه بايد بيشتر هواي خودم رو داشته باشم! شايد من هم يك ياز افراد نوشته قبلي شدم نميدونم؟ ولي اين. ميدونم كه اول خودت چون هيچكي مثل خودت خودت رو نميشناسه و برات ارزش قائل نيست.
پس اشكال از فرد نيست!!!!!
******
سوتي ميده هاي سوتي ميده!!! هيچكي مثل صدا و سيما سوتي نميده!!!
اونهايي كه ديشب ساعت 2:30 داشتند بسكتبال رو از كانال 3 ميديدند خودشون ميدونند كه من چي ميگم!!!
- دو دختري كه با لباس نيمه باز تو تماشگران بودند و دوربين 2 دقيقه روشون زوم كرده بود!!!!!!
- و دختري كه به طرف دوربين بوسه ميقرستاد!!!!!
× باز بريد هي بگيد ماهواره ماهواره!!!!!!!!!!!!!
******
چه احساسي ميكنيد صبح پا ميشيد با حالت خواب آلود پشت پنجره مي رفتيد ولي ميديديد كه يك آدم نره خر پشت پنجره وايساده و داره به شما اشاره ميكنه!!!!!
جاتون خالي يك پوستر تبليغاتي زدند روي تير برق روبروي خونه به چه بزرگي فكر كنم تو اندازه هاي دايناسور بود!!!
باز تمام شهر پر شده از كاغذ و تمام درختها ميوهاي كاغذي آورده اند!!!
شهر كاغذي و نمايي كه از قبل هم زشت تر شده!!!
گوني هاي كه در روي ديوار و درختها زدند تا آقايون كانديدا تبليغ كنند!!!
اينجا تبريز است!!!
******
زيبايي قدرتي مخوف است!!!
و مخوف تر آنكه كه در راه نا درست استفاده شود!!!
*****
ميدونم الان همه با شنيدن اين آهنگ ميگيد چه آدم جواديه مادونا گذاشته!!!
ولي چي؟؟؟
من به اين جوادي افتخار ميكنم و تازه همه آهنگهاش رو هم دانلود كردم!!!
من با گذشته كسي كاري ندارم!!!!!!
2/22/2003 09:25:00 AM اوني كه ميخواستي تو غبار ها گم شد
مرغي شد و پشت حصارها گم شد
اسم تو رو رو بال مرغها نوشت
رو كنده شبز درختها نوشت
يك روز كه بارون ميومد بهش گفت
يك روز رو موج دريا نوشت
دريا با موجهاش اونو از خودش روند
مرغ هواگون شد و اونو گريوند
اوني كه ميخواستي تو غبارها گم شد
مرغي شدو تو حصارها گم شد
باد اومدو تو جنگلها قدم زد اسم تو رو از همه جا قلم زد
بببين جدايي چه به روزش آورد
چه سرنوشتي كه براش رقم زد
اوني كه ميخواستي تو غبارها گم شد
مرغي شد و پشت حصارها گم شد
اوني كه ميخواستي تو غبارها گم شد
مرغي شد و پشت حصارها گم شد
***
اين آهنگ منو به ياد خيلي چيزها انداخت ، خيلي چيزها!
من با اين آهنگ هيچ خاطره اي ندارم ولي منو به ياد خاطراتم ميندازه.
ياد اون روز كه ديدمش ، ياد اون روز كه باز براي آخرين بار ديدمش.
ياد اون روز تو جاده هراز ، ياد اون روز تو خونه و پنجره اي كه پشتش آسمون هم گريه كرد
ياد اون روز كه براي آخرين بار ديدمش و ... .
ياد موقعهايي كه با هم كنار ساحل فدم ميزديم و بيخيال از همه جا بودم و نميدونستم كه شايد يك روز دست تقدير اونو از من بگيره.
ياد آخرين باري كه گفت احسان و رفت.............. .
ياد چشمهايي كه تا آخرين لحظه به موندنش اميدوار بود ولي دست تقدير چيز ديگه اي بود.
ياد اون روزتو ماشين تو ترافيك و برف پاككني كه الان صداش رو كاملا ميشنوم ولي اصلا حرفهاشو ياد م نيست! فقط ميدونم كه براي اينكه بهتر ببينم زياد تلاش كرد ولي من كور بودم.
ياد اون روزهايي كه با هم بوديم و رفت و اونو خدا ( خوشبينانه ترين حالت) از من گرفت.
ياد زماني كه باعث شد من خيلي عوض بشم و به خودم بيام.
و ياد اون روزي كه براي اولين بار تو رو ديدم ... و چقدر ترسيدم..... .
***
اين نوشته اصلا به روحيه امروز من جور نيست حالم خيلي خوبه و پر از شوقم براي شروع دوباره و حالا ميدونم كه چيزي رو از دست ندادم و خيلي چيزهاي بالاتر رو به دست آوردم.
***
من خوبم ، من خوبم ، به خدا من خوبم!!!!!!!!!!!!
***
شما ها ديگه دلمو نشكونيد!!!

2/21/2003 06:19:00 AM در راستاي انواع جشنواره ها در ايام الله پيروزي انقلاب!!!!! (اوپس!) گفتيم ما هم عقب نيوفتيم و يك جشنواره وبلاگي راه بندازيم و برترينها رو معرفي كنيم در اين راستا بعد از خوندن همه وبلاگها برترينها به صورت زير معرفي شدند:
قابل توجه كه هيئت داوران خو عده اي از وبلاگ نويسها بودند و اصلا هم هيچ غرض و گاوبندي در كار نبوده است.
هيئت داوران عبارتند از:
1- خودم
2- سه سوت
3- آخرش كه چي؟؟؟
4- در دست تعمير
5- آهاي دخترها و پسرها
6- احسان شرك
×××<
» هيئت داروران در بخش بهترين خواننده وبلاگ نفرات زير را به صورت مشترك انتخاب و شرك طلايي را به آنها اهدا ميكند:
*رضا و كدو قلقلي
در اين بخش هيئت داوران هيچكدام از وبلاگها نويسها را واجد شرايط ندانست ( همتان -0-)

» هيئت داوران جايزه بهترين ! توپترين وبلاگ را به آخرش كه چي؟؟؟ داد ( هيچ پارتي بازي در كار نبود و هيئت داوران هم اصلا آشنا نبودند و اين وبلاگ توصيه هم نشده بود!!!)
هيئت داوران سپس اعلام كرد بقيه وبلاگها باشند تا شايد سال بعد يك فكري برايشان كرديم!!!

» هيئت داوران جايزه شرك طلايي را در بخش بهترين اخلاق وبلاگي ( وبلاگ بخون پيام نذارترين!!!) را به خانوم كوچولو اهداء كرد و سپس تمام داوران براي امنيت جاني به افغانستان پناهنده شدند!!! در اين بخش از علي پارسا تقدير شد!!!

» هيئت داوران جايزه شرك طلايي را در بخش بهترين آدم ضايع كن به همين دوروبر اهدا كرد و بيرون جشنواره منتظر اين آقا هستند!!!

» هيئت داوران در بخش بهترين امكانات و بهترين تداركات وبلاگ نويسي را به هليا اهدا و از همينجا كامپيوتر نو را تبريك ميگويند!!!

» هيئت داوران در بخش به روز ترين وبلاگها جايزه شرك طلايي را به انارررررر به خاطر نوشتن وبلاگ به صورت 10 سال درميون تقديم و از زحمات شبانه روزي ايشون در وبلاگنويسي تقدير كرد.
• در اين بخش وبلاگ هميشه بهار جزء كانديداهاي اصلي بودند كه در چند روز اخير اين شانس رو از دست دادند!!!

» هيئت داوران جايزه بيطرفترين وبلاگ را به آبي متمايل به بلو تقديم كرد و براي ايشون دعا كرد!!!

» هيئت داوران جايزه ضايع ترين وبلاگ را به حشرات تقديم كرد و براي موفقيت اين همكلاسي در كنكور دعا كرد!!!

» هيئت داوران شرك طلايي را در بخش كوتاه نويس ترين وبلاگنويس به جنگل و خاكستر اهدا كرد و از ايشون براي اين همه استمرار د ر كوتاه نويسي تشكر كرد!!!!!!!

» هيئت داوران جايزه شرك طلايي را در بخش خوش شانسترين ها مشتركا به رهگذر خسته و خانوم كوچولو تقديم كرد به علت تصادفها متعدد و پشه خوري و خرابيهاي كامپيوتري!!!

» هيئت داوران در بخش غرغرو ترين وبلاگ ( كانتينر غر) شرك طلايي را به آخرش كه چي؟؟؟ تقديم كرد (بياييد باز هم بگيد همش پارتي بازي بود!!!)

» هيئت داوران جايزه بهترين ضايع ترين موسيقي را به.... تقديم كرد.(سانسور شد خودتان حدس بزنيد ! راهنمايي: قبلا يك جايزه برده!!!)

» هيئت داوران جايزه شرك طلايي در بخش تا منو باز كني مردي را به انارررررر تقديم كرد!!! و بهترين وبلاگ براي خودكشي معرفي كرد!

» هيئت داروان جايزه ماركوپلوترين را مشتركا به آخرش كه چي؟؟؟ و احسان كيانفر داد و براي سلامتي آنها در راه دعا كرد!

» هيئت داوران جايزه آنلان ترين و هميشه بودن در ياهو مسنجر را به خانوم خانوما تقدير و اين بخش را از امسال وارد جشنواره وبلاگ نويسي كرد!!!

» هيئت داوران در بخش طولاني ترين نوشته فقط وبلاگ نازك نارنجي را واجد شرك طلايي دانست و از او بسيار براي اينكه كار همه رو راحت كرده تقدير كرد!

» هيئت داوران جايزه جينگولترين قالب را به پري تقديم كرد !!!

» هيئت داوران جايزه بيكارترين وبلاگ نويسها را به بچه بيكارها و در دست تعمير اهدا كرد و اعلام كرد كه براي از بيكاري در آوردن شما هرچه زودتر شما رو ميفرستيم سربازي!!!

» هيئت داوران جايزه بي لينكترين وبلاگ را به احسان آزادي تقديم و از اون هكر ديوانه به ديوان عالي شكايت كرد.

» هيئت داوران جايزه با لينكترين !!! وبلاگ را به رهگذر خسته تقديم و از ايشون براي اين همه لينك تشكر كرد و پرسيد جون من همهشون رو ميخوني؟!!!

» هيئت داوران در بخش جوكترين وبلاگ اين جايزه را تنها شايسته وبلاگ مديران سايت پرشين بلاگ دانست و به تمام وبلاگهاي طنز اعلام كرد تا پرشين بلاگ هست شما هيچكاره ايد!!!

» هيئت داوران ضدحال ترين وبلاگ را براي بچه وبلاگ نويس پرشين اين وبلاگ معرفي كرد و از مسئولان پرشين بلاگ براي اينكه ديگه اين صفحه رو براي همه عادي كرد تشكركرد!!!!!!

در پايان هيئت داوران از تمام عزيزاني كه وبلاگ مينويسند تشكر كرد و گفت بمانيد تا سالهاي دور نا شايد شما هم برنده شويد چون تا فعلا اينها هستند شما بيخيال شيد!!!!!!!
2/20/2003 11:37:00 AM به اين بچه گفتم آقا جون ما هيچ تحفه اي نيستيم كه عكس منو ميخواي ببيني هي اين پاچه شلوار ما رو چسبيد كه گفت من عكستو ميخوام هي بهش گفتم بابا جان اين وقت شب اگه عكس منو ببيني شب خواب ميبيني و بعد هم جيش ميزني تو گوشش نرفت كه نرفت !!! آخر سر هم عكسمو ديد و احساس كردم كه سكته ناقص رو زد!!!
راستي اين بچه اومده خونه نو !!! افشين هم بلاگ اسپاتي شد!!!
افشين جان خوش اومدي... .
-------------------------
عيد همه مبارك! عيدي ما يادتون نره!
-------------------------
دارم از خواب ميميرم جاتون خالي ديشب ساعت 4 ( بهتره بگم صبح) تازه داشتم ميخوابيدم كه ديدم به طور وحشتناكي از زمين بلند ميشم و هي ميخورم زمين!!! از خواب بيدار شدم و ديدم كه بعله يك ماشين صداي ضبط خودش رو بلند كرده فكر كنم ضبطش 5000000000000 وات بود البته به ضبطش ماشين وصل كرده بود!!!!!!!!!!! اومده تو كوچه با و توبس توبس راه انداخته اون هم چي ؟ با اين آهنگ:
بزن بريم ، بزن بريم از اينجا!!!!!!!!!!!!!!!
آقا از ما گفتن من اگه منصور رو پيدا كنم خونش پاي خودشه!
بعله به هرحال اومدن يك دور تو كوچه ما زدند و رفتند! نكته جالب اين بود كه همسايه روبرويي من كه يك مرد 50 ساله هست اون وقت شب تو سرما و برف پشت پنجره بدون پيراهن بود!!!!!!!!!!!!!!!!
آخي ي ي خواب من به درك و لي اون آقاهه ...............

----------------------
آي ي ي خوابم مياد!!!
راستي يادم رفت بگم ديشب مثل درخت ابو ابو كاشته شدم!!!!!!!!!!!!!!
2/19/2003 11:47:00 PM webteach 2/19/2003 11:02:00 AM از صبح كه رفتم بيرون تا برم دانشگاه همش هوا خوشبو بود هر جا ميرفتم احساس ميكردم هوا يك بوي خوبي داره تا اينكه الان اومدم خونه ميبينم شيشه عطرم كه تو جيبم بود شكسته!!!!!!!!!
فداي سرتون.
-------------------
آهنگ جديد چطوره؟ ميدونم طول ميكشه تا شروع بشه ولي عوضش قشنگه و اين رو هم بگم نه من حالم بده و نه هيچ چيز ديگه و بر خلاف روزهاي ديگه امروز سرحالم و كلي هم كار دارم كه بايد انجام بدم پس گير ندهيد چرا اين آهنگ رو گذاشتي؟ تنها علتش اينه كه از اين آهنگ خوشم مياد ، همين و بس.
--------------------
از همتون كه مياييد اينجا و به من سر ميزنيد ممنون و شرمنده راستشو بخواي يك كم تو وبلاگ خوني تنبل شدم آخه ميدونيد درس دارم!!!!!!!!!!!!! ( فعلا بهانه بهتر پيدا نكردم!)
--------------------
خلاصه برف هم بيخيال ما شد و دست از سر ما برداشت ولي از من به شما نصيحت كه شب بيرون نياييد!!! زبونم لال بايد بياييم خرما خورون!!!!!!
--------------------
كسي را توان تغيير عادت نيست!!!
اينو(نوشته فوق الذكر!!!) نوشتم تا صداي ليلي(انار) در بايد ،‌حالا اگه گفتي براي چي ليلي؟؟؟
--------------------
طرز گذاشتن موزيك رو هم در وبلاگ جديدم كه در نوشته پايين لوگوشو گذاشتم نوشتم خيلي بهتر و كاملتر.
2/19/2003 03:41:00 AM آدم ديونه ميشه دقيقا چه مشخصاتي پيدا ميكنه؟؟؟ زود به من بگيد تا از دست نرفتم!!!
-------------------
آخيش من چقدر پياز رو دوست دارم آخه ميدوني مثل سيب زميني و خيار پوست كردنش سخت نيست!!!
-------------------
ميخوام درس بخونم ، نميشه
ميخوام با كامپيوتر ور برم حسش نيست
ميخوام با تلفن صحبت كنم جراتشو ندارم
ميخوام تلويزيون نگاه كنم ولي همش تكراريه
ميخوام برم تمرين بسكتبال ولي برف مياد برم بيرون از سرما ميميرم
ميخوام بيام وبلاگ بخونم از بس وبلاگها مثل وبلاگ من مسخره هست كه آدم دچار احساس وبلاگ زدگي ميشه
ميخوام بشينم قالب درست كنم ولي مغزم به جايي راه نميده
ميخوام بخوابم خوابم نمياد
ميخوام غر نزنم ولي نميشه
پس بهتره كه ساكت بشينم يك گوشه مثل بچه خوب!!!
2/18/2003 09:28:00 AM هكرديده بوديم ولي اينجوريش رو نديده بوديم به جاي اينكه ناراحت بشم كه يك دوست خوب رو از دست داديم كلي خنديدم . اميدوارم اون دوست هم هرچه زودتر برگرده.
----------------------
بچه هااينجا رو هم نگاه كنيد:( كار خودمه!!!) با ابن شد 6 تا!!!



2/18/2003 01:40:00 AM ما هي بيخيال اين آمريكا ميشين ولي دست از سر من بر نميداره لا كردار!!!
خوب باور نميكنيد مطلب زير را ببينيد:
((شرك)) آميز خواندن اسلام
---------------------
كي ميگه 22 بهمن بده؟؟؟ به يك دليل كه اساسي ترين هم اثبات ميكنم كه خيلي هم خوبه:
به مناسبت ايام پيروزي انقلاب قيمت كارتهاي اينترنت 25 درصد ارزونتر شده
حالا راضي شديد؟
---------------------
هم كار دست ما داد!علي جون اين
آره امروز علي يك لينكي به ما داد و ما رو بچه دار كرد!!! فكرهاي بد بد نكنيد ها!!! نميدونم اصلا تا حالا چنين بازي ها يي رو ديديد يا نه بايد از يك ماهي مواظبت كني و بهش برسي و هر روز بايد بهش غذا بدي و ... . اين ماهي اگه بهش نرسي و بهش اهميت ندي ضعيف ميشه ، ميميره و ...... .
و دقيقا مثل يك ماهي واقعي هميشه ميمونه اگه بهش برسي و ... ( بهتره بيشتر توضيح ندهم اگه ميخواي بدوني چه خبره برو اينجا:)
Mopyfish
---------------------
امشب يكجوريم!!! 100 بار رفتم بخوابم ولي نشد ، حالم خوبه ولي اضطراب بدي دارم و ... .
نميدونم ولي احساس ميكنم فاصله كه وجود داره ، هر روز داره بيشتر ميشه و سير قبلي خودشو طي نميكنه!!! نميدونم كه كجاي كار غلطه؟ اشتباه من چيه ؟ نميخوام بگم ولي قبلا هم اينجوري شدم و ... .
خب بيخيال !
شتر ديديد نديديد!!!!!!!!
الان هم مثل اين معتاد ها هي دارم با خودم ور ميرم و خودمو كشو قوس ميدم ولي نميشه ..... .
----------------------
خدايا به من عقل بده!!!
خدايا به من شعور بده!!!
خدايا به من ياد بده تا كمي هم سياست داشته باشم!!!
خدايا به من ياد بده كه اگه نميشه گوش خوبي باشي ناراحت نشو!!!
چرا انتظار دارم همه چي رو بشنوم و ... .
سكوت!!!
باشه شايد اينطوري بهتر باشه ... .
-----------------------
× كانتينر غر رفت بخوابه!!!
راستي يادم رفت بگم يك شركت دنبال يك طراح وب ميخواد و فردا بايد برم ببينم چه خبره! ولي يك مشكلي هست نميدونم من اصلا ميتونم و اينكه اصلا سوادشو دارم؟ طراحي شايد ولي از نوع وب واالله بيلميرم!!!
نظر شما چيه؟
2/17/2003 02:19:00 PM آخيش اين برف هم ديگه داره خودشو لوس ميكنه ! فكر نميكنه آدم دلش ميخواد بره زيرش و اونوقت سرما ميخوره؟ فكر نميكنه بچه دلش ميخواد بره برف بازي كنه ولي ممكنه بعضي ها بگن اين خرس گنده ديوونه است ، ديوونه ديوونه !!! ( اشتباه شد ، ببخشيد)
فكر نميكنه اين بچه پشت پنجره تك و تنها حوصلش سر رفته؟
چي؟ هان؟ نه بابا اينقدر كار دارم كه حسش نيست.
چي ؟ چي ميگي؟ نميشنوم؟
صدا ضعيفه ... !!!
-----------------------
روز اول دانشكده رو با دو تا درس شروع كني كه قبلا داشتي ولي حالا مجبوري دوباره بري سر كلاس چه حسي پيدا ميكني؟ اون هم با اين بچه فنچول منچولها !!!
جاتون خالي كلي چرتيدم!!! كه يكهو با صداي دو تا خانوم بيدار شدم:
+: زياد هم از تو چاقتر نيستم
ـ : چرا داره داد ميزنه با اون باسنت!!!!!!!
+ : نه تو فقط سايزت كوچكتره !!!
- : برو بابا !!!
××× كلاس درس ما رو باش باز ميكن چرا آخر ترم پاس نميكني!!!
چي ؟ فضول؟ من ؟؟؟ الووو! چي ميگي صدا نمياد؟
------------------------
الو الو !!! اين ديگه راسته!!!!
به علت وراجي خودم ( وراجي در مورد من صحت ندارد!!!)و دوستان تلفن از هفته بعد قطع و بنده ديگه از دانشكده مزاحم شما ميشم !!!
با يك قبض 150000 توماني چطوريد؟
با غرهاي بابا و مامان چطوري؟
با كلاس هاي ساعت 8 صبح چي؟
با خواب تا لنگ ظهر چي؟؟؟
آخ خ خ گفتي!!!!!!!!!!!!!!
-----------------------
اين منصور هم بيكاره به خدا:
تو عزيز دلمي ، تو عزيز دلمي !!!
گل من اي نازنينم!
رو چشات نشينه شبنم !!!
برو بابا جيش داري!!!!!!!!!!!!!!!!!!
2/17/2003 06:12:00 AM از فردا دوباره بايد برم دانشگاه و اين يعني عذاب مجدد!!! تا دو روز اول انگار ميخ كردن تو كونم چون هي تكون ميخورم و نميتونم سر جام بشينم و بعد از اون كه نشستن دوباره برام عادي شذ تا چند روز نميتونم بنويسم و دستم درد ميگيره!!! ميبينيد تو رو به خدا چقدر موقع درس خوندن ناز دارم!!!!
البته در كل دانشگاه ما بد نيست و دانشكده ما هم ايضا ... . يك دانشكده خيلي زيبا كه عكسشو اون پايين ميتونيد ببينيد ، البته اون پيكان يك كم مشكوك ميزنه و نميدونم از كجا سر در آورده ؟ در ضمن اگه يك كم به عكس دقت كرديد و ديديد كه يك درخت از وسط دانشكده زده بيرون تعجب نكنيد اشكال از گيرنده هاي شمات نيست اشكال از فرستنده هم نيست بلكه وسط دانشكده ما يك درخت هست!!!!!!!!!
از ساختمان دانشكده بگذريم به مناظر تو آن بايد توجه كرد ( شبيه حيات وحش داره ميشه!!!) هر كجا رو ببينيد پر از دختر!!! و اگه پسر پيدا كرديد جايزه داريد ، اون چند تا پسر هم از بس با دختر ها سرو كله زدند ديگه شدند اوا خواهر!!!!
بد نيست نامهاي دانشكده ما رو هم بدونيد:
مرغدوني! ، دانشكده نرمتنان ! ، شانزه ليزه ! ، و ... ( اين آخري يك كم بد تو مايع هاي خورشيد گرفتگي و ... )



-------------------
يكي از بچه ها ميگه وبلاگ تو رو ميبينم ياد چوبه دار مي اوفتم!!! بهش گفتم چرا؟؟؟ گفت: آخه شبيه برزخ ميمونه!
گفتم مگه رفتي؟ گفت: نرفتم ولي تعريفشو شنيدم !!!
يادم رفت ازش بپرسم برزخ چه ربطي به چوبه دار داره؟؟؟
-------------------
چقدر بد وقتي ميبيني يكي چشمهاشو بسته و كنار تو نشسته ! تو تاكسي ، تو پارك و ... . شايد اول اين احساس بهت دست بده كه شايد اين احساس آرامش در كنار تو باعث ميشه كه با خيال راحت چشمهاشو ببنده ولي يكهو قلبت ميريزه پايين و ميگه با خودت اگه اين چشمها باز نشند چي؟؟؟ من چي كار كنم؟ من كه نميتونم ... .
واي ي ي ي خيلي بده ديدن مرگ عزيزان ........... .
خدايا .... .
------------------
مي دونم كه الان داريد ميگيد باز اين كانتينر غر اومد ولي خوب ديگه چي كار كنم ؟ غر خونم اومده پايين.
------------------
راستي:::::
اســــــــــتــــــــقلال سوراخه !!! و پرسپوليس هم ايضا !!!
حالا بيابيد پرتقال فروش را!!!
2/16/2003 09:32:00 AM سلاااااااااااااام !!!
باز اومدم ، دلم خيلي براتون تنگ شده ! از امروز دوباره سر دردهاي شما شروع ميشه. 3 هفته غيبت كه هرچند نوشتم تو اين چند هفته ولي خب خيلي تلگرافي بود. سه هفته ولگردي تو ايران!!!!!!!!!!!!!!
----------------------------
در ضمن به همه اون دوستهايي كه اون پايين برام پيام گذاشتند و قالب خواستند به زودي جواب ميدم ( واي دلم براي اين علامت تعجبها تنگ شده بو!!!!!!!!!! )
----------------------------
امروز صبح رسيدم و چون تونل ريزش كرده بود با 3 ساعت تغيير رسيدم و به كلاس اولم نرسيدم و بعد طي مكاتباتي با خودم به اين نتيجه رسيدك كه امروز رو بمونم خونه و استراحت كنم!!!! نه اينكه اين سه هفته اصلا استراحت نكردم!!!
----------------------------
ديگه چه خبر؟ راستي مشت زديد تو دهن آمريكا؟ جمعه چي حسابي بعضي ها رو بوسيديد؟
ما كه نبوسيديم!!!!!!!!!!!!!
از تمام دوستاني هم كه برام كارت فرستادند ممنون هوارتاااااااا !!!!!!!!!!!
----------------------------
ديوونه ديوونه !!!
مخم گوزيد از بس هر جا رفتم ... .
2/15/2003 11:32:00 PM سلام امروز تهران و فردا تبريز از فردا شروع ميکنم ............ .
خبر بديد يادتون نره که غول سبز برگشت.
هورااااااااااااااااااااااااااااااا.
2/15/2003 04:29:00 AM 22بهمن بر مردم بيچاره ما مبارك!!! واي ي ي ي . (آقا من سياسي نيستم ها !!!)
ديگه هم اينکه تو پرشين بلاگ داره اتفاقهايي مي افته و همه دارند ميان بلاگ اسپات و حالا مي فهمم که تصميم من درست بود.
و ار اينجا اعلام ميکنم هر کي ميخواد بياد اينور و واقعا قصد نوشتن داره من حاضرم براش قالب درست کنم البته از شنبه ... .
واي من چقدر ازاين كلمه قالب خوشم مياد,چرا؟!!! چون اگه خودتون هم کيبوردتون فارسي نبود ميفمديد...
2/09/2003 10:49:00 PM parisa jan tavalodet mobarak.
felan farsi yokhti!!!!
man ham hanoz shomalam va ta akhare hafteh ham hastam jaye hame ham khali makhsosan.
dar zemn be inja ham sar bezanid va be hame porsi jomhori eslami !!! ray bedahid:--->
ari ya na
2/07/2003 11:49:00 PM سرزمين رويايي و جاي خالي!!!
-------------------
من هنوز در سفزم!!!
2/03/2003 11:31:00 PM وبلاگ من هم به لیست بلاگر اضافه شد. یواش یواش دارم اونجا رو فراموش میکنم!!! 1/31/2003 11:06:00 PM اولا كه حالم خوبه و همچنان در حال مسافرت و ماركوپلو بازي هستم! ديروز هم جاتون خالي يكسري از اين معتادين !!!!بلاگر نويس رو ديدم و ... . (دنبال اين جاي خالي در نوشته پايين بگرديد.)
در ضمن من به شما بگم كه بعدا شاكي نشيد! يكي از دلايلي كه من اومدم اينجا و از اين سيستم نظرخواهي استفاده ميكنم براي اينه كه اين سيستم تمام آي پي هاي شما رو به من ميده و مطمئن باشيد من هم استفاده سوء نميكنم ولي آي پي بعضي ها رو كه ميان اينجا و نظر هاي مغرضانه ميدهند رو ميخوام !!! حالا يا براي اينكه يك حالي بهشون بدم يا اينكه بلاكشون كنم و نتونند ديگه نظر بدهند!!!
خب اولين نفر امورز بلاك شد!!! البته دوست عزيزي كه منو از نزديك ديدي و معتقدي كه من خيلي بيريخت و بد هيكلم!!!!!! نظرت كاملا درسته چون تا اونجا كه من يادمه شرك همچين هم مانكن نبود و اينكه براي يكي ديگه تاسف خورديد!!! اون هم نه به من ربط داره و نه به شما !!!
در ضمن فعلا آي پي موند تا ببينم با هات چي كار كنم.
مرسي سيستم نظرخواهي جونم كه مثل سيستم نظرخواهي پرشين بي هويت نيستي!!!!!!!!!!!!!!!
-----------------------------
يكشنبه هم دارم ميرم شمال ! هر كي ميخواد ما رو ببينه بياد خزرشهر! راستي الان هم تهرانم.
1/31/2003 09:49:00 AM من دارم ميرم خونه و تا چند هفته نيستم!
اميدوارم وقتي اومدم شما هنوز اينجا رو يادتون باشه.
خداحافظ.
1/24/2003 05:15:00 AM آخيش امتحانات هم تموم شد و خلاص!
هي امسال بدك نبود هم درسي نيوفتادم و همين كه يك كم معدل كلمو كشيدم بالا!!! جاتون خالي اين دو تا امتحان آخر اينقدر حال داد!!! بهتون نميگم چطوري؟؟؟ ولي حال داد!!! خلاصه اينكه تموم شد و من هم الان دارم از خستگي ميميرم و حالم هم خرابه و سرم هم درد ميكنه چون از ساعت 7 صبح تا همين الان سرپا بودم.
فردا شب هم دارم ميرم خونه و شايد تا چند هفته اي نباشم.
هفته ديگه هم ميخوام برم سر خاك فروزان ولي هنوز كسي به من نگفته كه مياد يا نه؟
امروز هم رفتم سلموني خوشگل كردم و اومدم! نميخواهيد بپرسيد تو چرا هر وقت ميري خونه ميري سلموني؟؟؟ بعدش هم رفتم كلي خريد كردم و يك چيز خوشگل هم ( البته از نظر خودم خوشگل) براي يكي خريدم!!! چقدر جالب وقتي تو مغازه هاي معلوم الحال هستي ( از همون تريپهاي عشقو عاشقي و داري يك چيزي ميخري ، همكلاسي شما هم سر برسه اون هم از جنس فضول!!! ديگه شو توضيح نميدم ... )
------------------------
سيستم نظرخواهي هم مشكلش حل شد و فقط موند آرشيو! خب ديگه من اينجا تازه كارم ولي زير تا رو پرشين بلاگ رو بلدم!!!
------------------------
خداييش اينجا شما رو ياد برزخ و جهنم ميندازه و يا اينكه تاثير بدي رو شما داره؟؟؟
ميخوام بدونم........
------------------------
احسان در حال مطالعه دروس و در حالي كه 3 شب نخوابيده!!! حجم مطالب !!!! و پفهاي صورت!!!



1/23/2003 08:18:00 AM صبح همگي بخير!!!
نظرتون چيه؟ اين وبلاگ خوبه يا نه؟ من امروز آخرين امتحان خودم رو ميدهم و خلاص! ديگه جونم داره در مياد ولي امتحاناتم بد نشد و مخصوصا امتحان ديروز كه خيلي عالي شد.
الان هم برم بشينم درسمو بخونم كه اين آخرين امتحانمو گند نزنم گرچه 7 نمره از 20 نمره اش رو قبلا گرفتم ولي خب ديگه زديم تو خط خرخوني!
منتظر من باشيد كه با گزارش مصور از امتحانات ميام!!!
-------------------------
راستي تمام دوستاني كه لينك مرا گذاشته اند ازشون خواهش ميكنم آدرس رو به اين آدرس كه الان ميبينند تغيير دهند.
مرسي.
1/22/2003 09:09:00 PM سلام اينجا هم خونه جديدمه .نظرتون درباره قالب اينجا چيه؟
خيلي زود ميام؟ ايراد هم داره بگيد
1/22/2003 12:20:00 PM به آفتاب سلامي تازه خوام داد!!!
آفتاب جون سلام!!!
1/21/2003 09:57:00 PM